تبليغاتX
دانش نامه ی ادبیات - شعر برای میر حسین موسوی
در قسمت سمت چپ وبلاگ را به هر زبانی می خواهید ترجمه کنید
گِردِ شمع میر


باز یاران حلقه بگرفته به گِردِ شمعِ میر

یا رب این انبوه افزا ، یا رب اینک دست گیر

چشمِ آینده نگر می خواهد و عقلِ سلیم

تا روان سازد دوباره ، چرخِ این گاری پیر

عقل را پشتِ زبانِ کم سخن باید که دید

هر که این دیده ندارد ، یا رب آور او به زیر

خنده بر لب می نشاند خوش خبر امّا چرا

خنده دایم بر لب آرد ، فاتحِ نامِ نذیر ؟

منفعت کی می برَد اهل و عیالِ دامدار

گر که اندازد لگد ، آن گاوِ نُه مَن داده شیر ؟

سگ بشا ..د در شراب قومِ یاغی یهود

معده ی خالی گرفته ماتمِ احساسِ سیر

تا که ما را دوستان ، اینگونه دارند اختیار

کی نیاز آید وجودِ دشمنِ خُرد و کبیر ؟

من نمی دانم بگیرم ضربه ی شوتِ رقیب

یا که شوتِ مَحدلی آرم برون از زیرِ تیر ؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 17:49  توسط فرنود میداودی  |